ضرورت استقلال سازمانهای خبری

هرکسی از ظن خود شد یار من اندرون من نجست اسرار من...

برای خبرنگارات ویژگیها و صفات فراوانی برگزیده اند که از جمله آنها عدالت در قضاوت، منطق در نقد و مروت و جوانمردی است. علاوه بر این، رعایت اصول حرفه ای و شرافت قلم و سیاستهای رسانه ای که خبرنگار در آن مشغول به فعالیت است از امور مهمی است که سازمانهای خبری همواره بر آن تاکید دارند. سازمانهای خبری ضمن توصیه به خبرنگاران خود برای حفظ بی طرفی در مناقشات سیاسی گرایشات مغایر با ساستهای رسانه را برای خبرنگاران خود یک آفت جدی می دانند و معتقدند وابستگیهای سیاسی خبرنگاران را در انجام ماموریتهایشان باز می دارد. از اینرو آنان را از هرگونه دریافت هدایا و کمکهای نقدی به ویژه از ناحیه احزاب و جریانات سیاسی و مراکز قدرت منع می کنند.

رعایت این اصل برای شبکه بی بی سی به حدی جدیست که آن را جزو اصول اولیه برای خبرنگاران خود دانسته و به خبرنگاران خود توصیه می کند که تحت هیچ شرایطی نه شما و نه هر کسی که برای بی‌بی‌سی کار می‌کند نباید از افراد یا سازمان‌های خارج از بی‌بی‌سی نفع شخصی ببرد.

بی بی سی به خبرنگاران خود صفارش می کند:" اگر شما وبلاگ دارید، نباید در آن سلیقه‌های سیاسی خود را مطرح کنید یا مطالبی که به طور واضح به سمت یک جریان سیاسی تمایل دارد بنویسید، زیرا این کار می‌تواند بی‌طرفی شما و بی‌بی‌سی را زیر سوال ببرد."

ظاهرا این اصول برای سازمانهای خبری ما در ایران بیگانه است و خبرنگاران سازمانهای خبری حتی سازمانی نظیر صداو سیما که منابع مالی کلان در اختیار دارد به همه جا و همه سازمانهای دولتی و غیر دولتی وابسته هستند الا سازمان خود. شیوع این پدیده را می توان اولا در ضعف مدیریت سازمانهای خبری در توجیه خبرنگاران خود و ثانیا بحران مالی حاکم بر سازمانهای خبری دانست.

برای خبرنگاری که روزانه ساعتها به دنبال کسب خبر در خارج از سازمان به سر می برد و به این اداره و آن اداره سرک می کشد عدم رعایت اصول سازمانی می تواند پیامدهای معکوسی به دنبال داشته باشد که ابتدایی ترین آن بهم ریختگی در انظباط سیاسی حاکم بر رسانه و در نهایت کمک به ایجاد بحران اعتماد در بین مخاطبین است. مخاطبینی که هرکدام از آنها را باید جزو سرمایه های اجتماعی و عمومی رسانه دانست. از دست دادن این مخاطبان یعنی بحران مقبولیت در افکار عمومی و سپس ورشکستگی سازمان خبری که خوشایند هیچ رسانه ای نیست.

اگرچه بروز این پدیده در ایران به سالهای دور بازمی گردد و صرفا در جریان سفرهای برخی مقامات اجرایی به صورتی نهانی به خبرنگاران همراه در قالب هدایایی نقدی داده می شد اما با اهدای هدایای سالانه ریاست جمهوری در دولتهای نهم و دهم شکلی علنی به خود گرفت و متاسفانه تمام روزنامه ها و خبرگزاریها و حتی صداو سیما نه تنها از گرفتن آن ابایی نداشتند بلکه دریافت آن را به عنوان حق مسلم خود مطالبه کردند. اینجا این سوال مطرح می شود وقتی که خبرنگار یک نشریه از دست یک مقام اجرایی جایزه دریافت کند چگونه می تواند به عنوان وجدان بیدار و چشم بینای جامعه در صورت بروز یک ناهنجاری در حوزه پیرامونی آن دستگاه اجرایی به نقش روشنگری آنگونه که در تعاریف علمی آمده است بپردازد.

این قلم در صدد ذکر نمونه های بارزی از پیامدهای وابستگی خبرنگاران به سازمانهای غیر خبری و یا ذکر مصیبت هایی که از این ناحیه بر سر جامعه مطبوعاتی ایران آمده است نیست اما به جرات می توان گفت که ادامه این رویه در کنار بحران مالی حاکم بر نشریات که در تامین معیشت خبرنگاران خود ناتوان هستند می تواند به مرگ تدریجی مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی بیانجامد و نقش مطبوعات را تا حد یک کاغذپاره که برای مردم اعتباری ندارند کاهش دهد.

از انتقاداتی که بر دولت در سالهای اخیر وارد است خدشه وارد کردن به اصل استقلال سازمانهای خبری است. این آسیب رسانه ای امروز به یک بیماری مزمن تبدیل شده است که علاج آن نیازمند بازنگری جدی در سیاستهای کلان رسانه ای و خبری ازجمله افزایش توان مالی رسانه های گروهی برای تامین معیشت خبرنگارانشان است. بدون شک تا روزنامه ها و خبرگزاریها و صداو سیمای ما به استقلال فکری و مالی نرسند نمی توان از آنها انتظاری در شان دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب و دفع تهاجم فرهنگی داشت.

/ 0 نظر / 13 بازدید