خبرنگاری در ایران به چه سویی می رود

پیمان کمالی: آیا روزنامه نگارانی که طرفدار طیف خاصی از جریانهای سیاسی کشور هستند باید وکیل مدافع بی چون و چرای انها هم باشند و چشم بسته و بدون دلیل و فقط به خاطر اینکه دستمزدشان را از یک گروه سیاسی می گیرند، به دفاع از ولینعمتان خود بپردازند؟

یک خبرنگار تا چه اندازه اجازه و حق دفاع از دولت و نهادهای قدرتی را که به او پول پرداخت می کنند را به خود می دهد؟ و تا چه اندازه اجازه دارد تا از اصول اولیه خبرنگاری تخطی کرده و حقایق را به نفع کسانی که شاید او طرفدار آنها است ولی از قانون و حق ملت تخطی می کنند واردنه جلوه داده و یا از آنها عبور کند؟ حق ملت در اینجا چگونه تعریف می شود و وظیفه یک خبرنگار به عنوان نگارنده اخبار و نقد کننده وضع حال اقتصاد و جامعه و سیاست در عرصه های داخلی و خارجی چیست؟

آیا این گفته که الان زمان نقد دولت نیست و یا چون که دولتی که ما می خواستیم پیروز میدان نشد یا اینکه از این مدیر یا وزیر خوشم نمی اید؛ می تواند توجیه مناسبی برای نادیده گرفتن برخی رخدادها باشد؟ آیا اساسا وارد شدن به ملاحظات سیاسی وظیفه خبرنگار است؟ آیا روزنامه نگار باید بنا به شرایط سیاسی روز ادبیات و رویکردش را تغییر دهد ؟

زمانی بود که اصلاح طلبان به دنبال قدرت بودند و روزنامه نگارانی که در جناح اصلاح طلب کار می کردند و دستمزد می گرفتند ادعا می کردند که خبرنگاران اصلاح طلب از قدرت دفاع نمی کنند، امروز هم برخی از خبرنگارانی که در جبهه اصول گرا قلم می زنند می گویند برای قدرت و دولت روحانی قلم نمی زنند چون اصولا هر کسی که اصولگرا نباشد نباید در راس قدرت قرار گیرد!.

اما چرا اینگونه است که روزنامه نگار اصلاح طلب بعد از این که دولت اصلاح طلب بر سر کار می آید نقد دولت را خط قرمز و بر خلاف مصالح کشور می داند و روزنامه نگار اصولگرا هم وقتی دولت اصولگرا بر سر کار بود اینگونه وانمود می کرد که هر چیزی که در نقد دولت اصولگرا نوشته شود بر خلاف مصالح نظام و تخطی از امنیت ملی و در راستای قلم زدن در زمین اپوزسیون و دشمن است!.

آیا یک خبر نگار حق دارد تا از قوانین پایه خبرنگاری عدول کرده و خبر را بر اساس تشخیص خود ممیزی کرده و با دست بردن در آن و یا اعمال نظر در آن از حالت خبر و نقد منصفانه خارج نماید و افکار عمومی جامعه را با توجه به خواسته هایی که فکر می کند نظر حاکمیت است! به انحراف بکشد و یا از مسیر اصلی خبر خارج کند؟.

آیا وظیفه یک خبرنگار ایجاد هیجان دروغین در جامعه و بر اساس منافع شخصی و جناحی است یا اینکه قداست کار خبرنگار دفاع از حقوق شهروندی و کمک به اصلاح اموری است که با نقدهای کارشناسانه و صحیح قرار است از بروز فجایعی چون بی کاری، تورم، کارشکنی، دزدی، رانت ، انتصابات فامیلی و غیر کارشناسانه و ... جلوگیری نماید. و با آگاه سازی مسئولین و مردم و حاکمیت از مسائل و اخبار و حاشیه های آن، شرایط را برای شفاف شدن هر چه بیشتر گردش اطلاعات و اخبار فراهم کند.

آیا در ایران و برخلاف خبرگزاری های معتبر جهان و با تاثیر پذیری از شبکه های سخن پراکنی بی بی سی و صدای آمریکا و اصولا شبکه های خبری ای که در پی القای افکاری خاص و با اهداف خاص هستند، خبرنگاران آموخته اند که اخبار را جهت دار و بر اساس آنچه که از ایشان خواسته می شود منتشر کرده و یا مورد نقد قرار دهند؟ آیا این خط مشی در روزنامه های آمریکایی و اروپایی و آسیایی هم دنبال می شود و آیا همین روزنامه های آمریکایی نیستند که در مقابل اوباما قرار می گیرند و از شروع احتمالی جنگ سوریه انتقاد می کنند و در زمان ریگان هم همین کار را می کردند و در زمان بوش هم واقعیتها را برای مردم خود و جهانیان می نوشتند و در هر کجا که بی قانونی و فسادی رخ می دهد بدون توجه به شخص یا گروه سیاسی خاصی آن را اطلاع رسانی می کنند و مورد نقد و بررسی قرار می دهند؟

پس چرا شغل خبرنگاری در ایران به گونه ای شده که در بسیاری از موارد انسان فکر می کند که خبرنگاری که در روبروی او ایستاده خبرنگار نیست بلکه او سخنگو و نماینده جناحی خاص است که نه برای دست یافتن به حقیقت بلکه برای له کردن یکه جناح به نفع جناح دیگر پافشاری می کند و قلم می زند. همانطور که البته در اولین نشست خبری روحانی هم فردی را به نام خبرنگار دیدیم که اولا به دروغ خود را خبرنگار یکی از روزنامه های مهم جا زده بود و دوما به دنبال بر هم زدن جو نشست و به چالش کشیدن جلسه بود. آیا واقعا شان و منزلت یک خبر نگار در ایران در این حد است. آیا خبرنگاری که با دروغ استارت کار خود را می زند می تواند اخبار راست برای مردم تولید کند و بدون تنگ نظری و جناح بندی به انتشار اخبار بر مبنای واقعیتها بپردازد.

کار در ایران تا آنجا بالا گرفته که در این باره برخی از خبرنگار وقتی با یک مقام دولتی مصاحبه می گیرند لید مطلب را به گونه ای می نویسند که شیفتگی خود را به مقام دولتی در حد تیم ملی بروز دهند. اما آیا این شان واقعی یک روزنامه نگار است.

با انتخاب روحانی طرز تفکری که همه جا "گل و بلبل" شده به وجود آمده ؛ در حالی‌که هنوز اتفاقی نیافتاده و همه‌چیز در حد حرف است. کابینه‌ جای نقد بسیار دارد اما می گویند الان زمان نقد نیست. در زمان احمدی نژاد هم از این حرفها زیاد بود و همه چیز را ربط می دادند به امنیت ملی. حتی در این روزها در مسئله بابک زنجانی و 2 میلیارد دلار پولی که معلوم نیست کجا رفته، از نماینده مجلسی نقل می کنند که مصلحت نیست موضوع این 2 میلیارد دلار از بیت المال علنی شود چون ممکن است پای خیلی از مسئولین به میان آید.

در اینجا به عنوان یک خبرنگار، فردی که از این نماینده مصاحبه می گرفت باید می پرسید که چرا از کسی که باید در برابر مسئولیتش در قبال بیت المال و مرم مسئول باشد حمایت می کنید. آیا مسئولی که به مسئولیتش عمل نگرده و از آن سوئ استفاده کرده می تواند یک مسول محترم باشد که حفظ ابرویش به نفع نظام است؟ این چه مسئولی است که پول بیت المال را بالا کشیده و شما به عنوان نماینده مردم و یک مسول در مجلس که در برابر حقوق ملت مسولیت دارد از او دفاع می کنید و می خواهید موضوع را بیش از این کش ندهند.

اما چنان که می بینیم در خبر منتشره تنها سعی شده تا اعلام شود مسئله 2 میلیارد بابک زنجانی را تمام کنید و سوال اینجاست که آیا خبرگزاریها و خبرنگاران ما تریبون دولتیها و مسئولین هستند و یا خبرنگاران چشمان بیدار ملت و حکومت برای شفاف کردن پشت پرده هایی که حقوق ملت را تضیع می کنند.

آری بسیاری از روزنامه نگاران و خبرنگاران متاسفانه به دلیل نداشتن امنیت شغلی و درآمد مکفی و نبود زیرساختهای لازم برای جدایی از سیاست و زیر بلیط سیاسیون رفتن، به سمت حزبی کار کردن گام نهاده اند و این خطری است که جامعه ما را تهدید می کند. در این سالها، سیاسیون وارد رسانه‌ها شده و روزنامه‌نگاران بسیاری هم به شکل حزبی وارد رسانه‌ها شدند در نتیجه رنگ و بوی یک رسانه جهت سیاسی احزاب را در خود جای داده است و بسیاری از آن‌هایی که سیاسی بودند نیز به عنوان روزنامه‌نگار مشغول به کار شده اند و هویت سیاسیون و خبرنگاران در هم آمیخته است. سیاسیونی که بنگاه های اقتصادی بزرگ از آنها حمایت می کنند و روزنامه نگارانی که قلم به دست سیاسیون مورد حمایت بنگاه های بزرگ اقتصادی متصل به رانتهای دولتی شده اند.

از این رو است که رانتهای بزرگ به وجود آمد اختلاسهای بزرگ شکل گرفت و شکل روزنامه نگاری و خبرنگاری در ایران از واقعیتهای خود فرسنگها فاصله گرفت. هر کس در این چهارچوب عمل کرد لقمه نان بخور و نمیری می گیرد و هر که از چهار چوب خارج شد دیگر خبرنگار نیست. متاسفانه دیگر رسانه‌ی مستقلی وجود ندارد، روزنامه‌نگاران موظف‌اند با خط مشی رسانه و روزنامه هم‌گام باشند.

هر چند گویا مشکل تنها از مصلحت‌سنجی‌ها خبرنگاران نیست. به نظر می رسد مشکل از ناتوانی خبرنگاران در تامین معاششان باشد و اجبار به تن دادن به آنچه که از او می خواهند، تا باشد!

منبع: بولتن نیوز

/ 0 نظر / 47 بازدید