یادداشتی از مظهر خالقی درباره انور قره داغی

خبرگزاری کردپرس _ گروه فرهنگ و هنر: در پایان دهه شصت میلای، و آن زمانی که از طریق رادیو کردی بغداد به صدا، موسیقی و آهنگ کردی گوش فرا می دادیم، نام "انور قره داغی" همراه با همه آن آهنگ ها، نامی آشنا برای ما در کردستان ایران بود. در همان زمان و پس از آن نیز می شنیدیم که او همراه با گروهی جوان یک جنبش فعال هنری و موسیقایی را در کردستان عراق به راه انداخته اند. در همان زمان رادیو "ایروان" در روسیه فعال بود و آن ها نیز آهنگ و موسیقی کردی مخصوص به خود را پخش می کردند.
نزد خود به بررسی این دو نوع موسیقی می پرداختم؛ یک موسیقی در کردستان عراق و نوع دیگری از موسیقی کردی در روسیه. آن دو شیوه موسیقایی را همانند دو سبک متفاوت، دو ملودی جدا از هم و دو لهجه متفاوت بررسی می کردم.
این کارها تبدیل به راهنمایی شدند تا ما نیز در کردستان ایران با انجام تغییراتی در فعالیت های هنری خویش، کارها را به گونه ای انجام دهیم که ضعیف تر از این دو منطقه نباشد.
خاطرات من و قره داغی
من به عنوان یک خواننده خاطراتی از استاد انور قره داغی دارم؛ از کارهای کُرال و سُولو (تک خوانی) و دیگر کارهای متفاوت، در آن زمانی که او همکاری بسیار گسترده ای با هنرمندان کرد داشت. استاد انور قره داغی از همان ابتدای فعالیت هایش یکی از ستون ها و پایه های اصلی موسیقی کردستان عراق بود. طبق آنچه که از خودش شنیده ام و از کارهایش نیز پیداست، او در همه ایام غربت -چه در جنوب عراق، کردستان ایران و یا اروپا- همیشه با موسیقی کردی همراه بوده و هرگز از آن جدا نگشته است.
پس از آزاد شدن کردستان عراق من او را در ارکسترها و گروه های متفاوتی می دیدم. کارهای ارزشمند هنری استاد قره داغی همیشه اثر گذار بوده اند و تأثیر او بر موزیک کردی آشکار است.
به عنوان یکی از اهالی موسیقی معتقدم استاد انور قره داغی تمام و کمال به جایگاه والای هنری خود رسیده است. با وجود اینکه اقلیم کردستان هم اکنون از حکومت، دستگاه و ارگانی دولتی برخوردار می باشد، اما آنطور که شایسته است با این موسیقیدان برجسته در امور هنری مشورت نمی شود و از توانایی ها و تجربیات ارزشمند وی بهره نمی گیرند. به اعتقاد من این مشکلی است که آشکارا در اقلیم کردستان مشاهده می شود و تنها مربوط به استاد انور قره داغی نیست، بلکه بسیاری از هنرمندان تئاتر، نقاشی و فیلم سازی هم گرفتار این مشکل هستند. امیدوارم روزی فرا برسد که اهمیت ویژه ای به شخصیت ها و هنرمندانی که در عرصه هنر و دیگر بخش های مخلتف جامعه کردی تأثیرگذارند، داده شود.
یک استاد موسیقی اصیل کردی
انور قره داغی به راستی استاد موسیقی اصیل کردی است، زیرا منابع اصلی این موسیقی را می شناسد؛ به ویژه با همه مقام های کردی، فارسی، تورکی و عربی آشناست. بی گمان کسی که همه زندگی اش را صرف کار موسیقی و هنر کرده باشد با موسیقی غربی هم آشنا است (البته گمان نمی کنم که وی در داخل و خارج از کشور و درهیچ دانشگاه و انستیتویی موسیقی غربی را فرا گرفته باشد). این شناخت از موسیقی کلاسیک و غربی به توانایی های او در عرصه موسیقی و هنر باز می گردد. به راستی استاد قره داغی اشراف بسیاری بر موسیقی دارد. این هنرمند با بسیاری از شبکه های رادیویی و تلویزیونی هم همکاری دارد و همچنین در زمینه کارهای ارکسترال و دیگر کارها هم آگاهی های گسترده و ارزشمندی دارد. البته ای کاش تنها در یک زمینه به فعالیت هنری می پرداخت، در اینصورت در آینده ردپای آثار موسیقایی اش آشکارتر بود.
هم اکنون در اقلیم کردستان کلاسی برای تدریس موسیقی نیست؛ جایی که همه انواع سبک های موسیقایی را معرفی کند و جوانان را تعلیم دهد. کلاس هایی که قره داغی می بایست در آنجا به عنوان استادی بزرگ حضور داشته باشد. هرچند این هنرمند در مرکز هنرهای زیبای سلیمانیه موسیقی تدریس می کند، ولی می بایست در عرصه ای گسترده تر دانش موسیقایی اش را به نوازندگان و دانشجویان موسیقی منتقل کند. امیدوارم همه آن دانشی که قره داغی درباره موسیقی مقامی کردی دارد با همه ابعادش -به ویژه در بخش لاوک، حیران، سیاچمانه و الاویسی- با مجال بیشتری برای نسل آینده چاپ و منتشر شوند؛ زیرا متأسفانه موسیقی اصیل کردی تنها در سینه چند کس محفوظ مانده و تا به حال در قالب کتاب و یا کاست و لوح فشرده منتشر نشده است تا برای نسل آینده باقی بمانند.
ما در زمینه موسیقی منابع آنچنان چشمگیر و ارزشمندی نداریم که جوانان و نسل جدید بتوانند به آن مراجعه کنند. این کمبود باعث می شود هر زمان بحث آهنگ های فولکلور را پیش کشیده می شود افراد فکر کنند موسیقی فولکلور کردی، تنها "چه پله" و دیگر آهنگ معمولی است که تا به حال شنیده اند. در حالی که آن ها به عمق موسیقی ارزشمند فولکلور کردی پی نبرده اند.
هنر بهره ای خدایی است، اما برخورداری از تحصیلات آکادمیک به یک هنرمند کمک خواهد کرد تا بتواند از تکنیک، دانش و معرفت هنری روز بهره مند شود. البته بسیاری از نام آوران دنیای موسیقی و هنر در جهان تحصیلات آکادمیک نداشته اند. معتقدم یک هنرمند موفق از تحصیلات آکادمیک برخوردار باشد، بهتر است؛ اما اگر از این ویژگی نیز برخوردار نبود، آکادمیک بودن مبنایی برای قضاوت درباره هنرش نیست.
اگر استاد قره داغی تحصیلات دانشگاهی اش را به اتمام می رساند بهتر بود، اما اگر به آن را اتمام هم نرسانده، باز تبدیل به مانعی بر سر راه تولیدات هنری او نشده است. تفاوت کار این هنرمند در این است که او با یک سبک و شیوه متفاوت به فعالیت موسیقایی می پردازد. وی همراه با ده ها گروه و خواننده کار کرده و هر کدام از این سبک ها و شیوه ها رنگ و بو و حال و هوای خاص خودش را دارد.
برخی اوقات به این فکر می کنم که اگر استاد قره داغی دارای یک شیوه و سبک ویژه در کار موسیقی بود شاید موفق تر می بود؛ و برخی اوقات نیز با خودم می اندیشم این سبک های متفاوت به عنوان نمونه ای برای نسل جدید موسیقیدان های کردستان باقی بماند زیرا این آثار توانایی های هنری وی را در زمینه موسیقی و آهنگ آشکار می کند. امیدوارم در آینده با اهمیت دادن به هنر و کارهای هنری در کردستان (به ویژه از سوی بخش موسیقی دانشگاه هنرهای زیبای کردستان)، به شخصیت و ویژگی های منحصر به فرد استاد انور قره داغی اهمیت کافی داده شود، زیرا این هنرمند بزرگ شایستگی اش را دارد.
آرزوی انجام کارهای هنری مشترک
من به عنوان یک خواننده دوست داشته ام کارهایی را با استاد قره داغی انجام دهم، اما افسوس که آن فرصت هرگز پیش نیامد. زمانی که این آهنگساز در اروپا بود دو بار به صورت تلفنی برای انجام یک کار مشترک با یکدیگر صحبت کردیم. اما مثل اینکه وی آن زمان با مشکل گذرنامه روبرو بود و قادر نبود به لندن بیاید.
پس از آزاد شدن عراق در سال 2003 که من به کردستان عراق آمدم، استاد قره داغی یکی از آن کسانی بود که در مورد راه اندازی "انستیتو فرهنگ کرد" با وی مشورت کردم و از ایده ها و افکارهنری اش بسیار بهره گرفتم.
خاطره دیگری هم که هرگز آن را فراموش نمی کنم به زمانی بازمی گردد که "بنای یادبود حلبچه شهید" به اتمام رسیده بود و به وی گفتم دوست دارم از آن بازدید کنی و دیدگاه خود را به ما بگویی.
هنگامی که به محل رفتم دیدم عکسی بزرگی از اکستر وقت حلبچه آویزان شده است؛ عکسی قدیمی از سال های پیش از بمباران شیمیایی این شهر. از این بابت خیلی خوشحال شدم و مدت ها به نظاره این عکس ایستادم و اینکه در آن زمان قره داغی نوای موسیقی را به آن شهر آورده و هنر موسیقی در حلبچه زنده بوده است. پیداست که آن زمان گروه آن ها کنسرتی برگزار کرده و یا ممکن است گروه متعلق به خود شهر حلبچه بوده باشد. هر کدام از این ها که درست می بود فرقی نداشت و نزد من با ارزش بود و تأثیر معنوی زیادی را بر من گذاشت.
هنگام راه اندازی "رادیو نوا" نیز استاد قره داغی از جمله کسانی بود که گوشزد کردم لازم است با وی مشورت شود. او در مدت چند ماهی که در "رادیو نوا" کار کرد نقش مثبتی را عهده دار بود، زیرا قرار بود از این رادیو تنها کارهایی که از استانداردهای هنری بالایی برخوردارند، پخش شود.

این ها تنها گوشه هایی از بزرگی و شکوه استاد انور قره داغی و هنرش بود و امیدوارم توانسته باشم نگاهی هرچند سریع به فعالیت های هنری این هنرمند کرده باشم.

مظهر خالقی

منبع: دوماهنامه رووار شماره66

/ 5 نظر / 35 بازدید
هومن رضایی

salam rozhiar jan man hooman hastam modeir webloge (andar webloge man)ye modaT be dalil hack ye saiT irani zendan bodam,man tabra shodaM,vali az to ye darkhast dashTam,ke to weblogeT tabrae shodan mano eLam koni ba tashakor homan rezai id:t.dinamiT@yahoo.com

مجتبي باجلاني

کاک روژیار سلام با یک مطلب از تاریخ وتمدن کامیاران آپم خواهشمند است به ما سربزنید ونظرات خود را برایمان بیان کنید ضمنا شما با افتخار تمام لینک شده اید

زریان

سلام .ضمن تبریک برای داشتن چنین وبلاگ خوبی. برای دریافت /اخرین اخبار منطقه موکریان به آژانس خبری- تحلیلی زریان سر بزنید. www.ziryan.ir

عباسی

سلام روژیار دلمواستتنگشدهچرا بروز نیستی

عباسی

سلام روژیار دلمواستتنگشدهچرا بروز نیستی