رۆژیار

فرهنگی سیاسی ورزشی و اجتماعی

وبلاگ نویس بوکانی در وبلاگ"بو بوکان" یادداشتی با عنوان آشفته بازار موسیقی کردی منتشر کرده که در بخشی از آن می گوید:اگر بگویم که موسیقی کردی حداقل با لهجه سورانی آن مدتهاست که با یک سستی و نخوت و بسیاری اوقات عقبگرد روبرو شده است سخن نابجایی نگفته ام.


مدتی قبل به همراه دو نفر دیگر از دوستان بوسیله سواری از مهاباد به طرف بوکان برمی گشتیم.راننده که اهل مهاباد بود آهنگی از اسماعیل سردشتی را که در وصف مهاباد خوانده بود گوش می داد و هرچند لحظه یک بار از آینه نیم نگاهی هم به ما می انداخت تا عکس العمل ما را ببیند.این آهنگ که به پایان رسید آهنگ دیگری از همین خواننده شروع شد که رسما دری وری بود و گردن زنان و دختران را به مار و بزمار و خلاصه هرچه که دم دستش بود تشبیه می کرد و ما که دیگر نمی توانستیم خودمان را کنترل کنیم با تمام وجود خندیدیم.راننده به شدت ناراحت شد و گفت شما بوکانیها چه می دانید موسیقی کردی چیست بروید همان فارسی اتان را گوش بدهید و در این حال آهنگی از آغاسی گذاشت که صد رحمت به اسماعیل سردشتی.
آنجا  من به راننده گفتم که نه آن اسماعیل سردشتی همه موسیقی کردی بود و نه این آغاسی نماد موسیقی فارسی، هر چند که من مدتهاست به غیر از چند خواننده، موسیقی کردی سورانی گوش نمی دهم.
اگر بگویم که موسیقی کردی حداقل با لهجه سورانی آن مدتهاست که با یک سستی و نخوت و بسیاری اوقات عقبگرد روبرو شده است سخن نابجایی نگفته ام.آنچه که دیگر در این موسیقی اثری از آن نمی بینیم نوآوری و حرکتی روبه جلوست.اگر به وضع کنونی موسیقی کردی گلایه ای داشته باشی و انتقادی بکنی دهها نفر این طرف و آن طرف بلند می شوند و تو را به خیانت و توهین به مقدسات ملت کرد متهم می کنند و شروع می کنند به داستان سرایی و خیالبافی و از موسیقی فولکلور و سینه به سینه و نیز وسعت بی اندازه این موسیقی برایت می گویند و یک راست به سراغ حسن زیرک و ماملی و علی مردان و ... می روند ومن نمی دانم جوانان این سرزمین تا کی باید به صدای این اساتید و یا بازخوانی هر روزه آهنگهایشان توسط خوانندگان بی استعداد و بد ذوق کنونی گوش دهند.
اصحاب موسیقی در کردستان هیچ وقت وارد بحث تئوریک و ثبت و تدوین و آنالیز موسیقی غنی این سرزمین نشده اند و همیشه به نقد و گلایه ای اندک بسنده کرده اند.نمونه اش مرگ اصیل ترین ساز موسیقی کردی یعنی شمشال بود.افرادی که خود را عالم موسیقی کردی می نامند و هیچ وقت نیز حاضر نیستند با کسی مصاحبه نمایند زیرا از تشخص و قداستشان کاسته می شود شاهد مرگ سازها و ملودی های کردی هستند و سری هم تکان نمی دهند.چند سال قبل عده ای عزم خودشان را جزم کردند تا به خیال خودشان نت های شمشال را بیابند اما در آخر به این نتیجه رسیدند که یکی از سوراخهای این ساز اضافی است! این عده نمی دانستند که آنچه اصیل و ریشه دار است هیچ گاه اشتباه نیست و این سواد ناقص آنان است که اشتباه می کند.
بیش از نود درصد آنچه از موسیقی کردی سورانی به گوش می رسد و ابزار قدرت و دستگاههای تبلیغی و رادیو تلویزیون های کردی هر یک برای رسیدن به مقصودی به شدت برای آن تبلیغ می کنند ، یک موسیقی یکنواخت،اعصاب خرد کن و تهوع آور است که نشانی از یک هنر و موسیقی عصیانگر،نوگرا،ساختار شکن،پیشرو،آزاد،رها و درعین حال آرامبخش ندارد.البته باید گفت موسیقی شمال در کردستان ترکیه علیرغم اینکه از نظر کمیت ضعیف است اما از نظر کیفیت بسیار قویتر و در حال حرکت به جلو است و خوانندگان قدرتمندی مانند جوان حاجو،دینو،رشو،... را پرورده کرده است.
آنچه از موسیقی کردی در حال حاضر در کردستان ایران می بینیم عبارت است از چند گروه موسیقی که سازهایشان عبارت است از تار،سنتور،ویلون یا کمانچه(یا هردو چون تا اعضای گروه بیش تر باشد گروه قویتر و خبره تر است!) تنبک،نی و دف.البته بنا به سلیقه خود یکی دو سازی را عوض می کنند ولی در کل گروههای موسیقی کردستان ایران چیزی شبیه این اند.این گروهها با تمام وجود تلاش می کنند مانند کامکارها باشند و با پوشیدن لباس های عجیب و غریب وبا وارد ساختن یکی دوتا دختر(ترجیحا فارس زبان) در گروهشان سعی می کنند خودی نشان دهند و هر آنچه که کوچکترین اثری از آن مشاهده نمی شود نوآوری و توجه به روح موسیقی است.برای همه این سازها یک خط نت را بدون هیچ تغییری کپی میکنند وهمگی بطور همزمان این خط را می نوازند و آنچه که بیرون می آید یک موسیقی گوشخراش وتکراری است. اوج افتخار برای این گروهها این است که در یکی از شبکه های کردی ظاهر شوند و خود را هنرمند بنامند.اما غافل از اینکه هنرمند کسی است که سطح تقاضای جامعه را تا سطح هنر خود بالا بیاورد و نه سطح هنر خود را تا سطح تقاضای جامعه به پایین بکشد. البته جریانهای! دیگر موسیقی نیز در کردستان ایران مشاهده می شود که مخاطبانش ذوب شدگان در مکتب «ناسیونالیسم که وا و پانتولی» می باشند و همین آقای اسماعیل سردشتی سردمدار این نوع موسیقی بودند.تمام هم و غم این موسیقی فاخر!،معضل!! پوشیدن شلوار و زدن سبیل از طرف جوانان است.در کردستان عراق هم که وضع زیاد از این جا جالبتر نیست و بهتر است موسیقی در کردستان عراق را شعبه ای از موسیقی عربی نامید که سرشار از ابتذال موسیقیایی است.
به راستی تا کنون چند نفر به این وضع اندیشیده اند و آشفته بازار موسیقی کردی را درک کرده اند.بواقع اگر موسیقی کردی سورانی افرادی مانند ناسر رزازی،نجمه غلامی،غلامعلی آتشین(کاله)،تارا جاف،مصطفی دادار و چند نفر معدود دیگر را نداشت اکنون چه سرمایه ای داشت؟
مطمئنم که با نوشته بالا عده ای من را آماج حملات خویش قرار می دهند اما به این دوستان می گویم که برای من هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوانم آنرا نقد کنم زیرا این خود ما هستیم که به افکار و اشیا و افراد قداست می دهیم و خود ما نیز می توانیم این قداست را برداشته و به نقد آنها بپردازیم.

منبع:بو بوکان


روژیار - ۱:٢٠ ‎ب.ظ دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
نظرات ()    |  


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo